-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
انتخاب شایسته حضرت آیت الله مجتبی خامنه ای به عنوان سومین رهبر انقلاب
دلـگـرمی خـیـل عـاشـقـان برگشته انگـار به تن دوبـاره جـان برگـشته قـقـنـوس میان شعـلهها یعنی این... از معـرکه رهـبـرم جـوان برگـشته حسن زرنقی گـیـرم که پـدر رفـت، پـسـر میآید از شـام عـزا صـبـح ظـفـر مـیآیـد نـازم به طـریقـت خـمینی که از آن حــیــدر پـی حـیـدری دگـر مـیآیـد حسن خسروی وقار با آنکـه دلی به خـون شـنـاور دارد داغ پــدر و مــادر و هـمـسـر دارد کـوهیست که ایـستاده پای وطـنش تــا پــرچــم انــقــلاب را بـــردارد سیدروح الله مؤید خون در رگ شیعیان به جوش آمده باز برخیز که هنگـام خـروش آمده باز لـرزه به تـن یـهـودیـان افـتـادهسـت چون خامنهای علم به دوش آمده باز عباس جواهری رفیع گفتند که کارتان چه دشوار شدهست! گفتیم "خموش"! شیعه بیدار شدهست این جنگ از این به بعد دیدن دارد در معرکه مجـتبی علمدار شدهست عباس جواهری رفیع از خـاک بـریـدهام، هـواییست دلم بی پـرده بگـویم، شـهـداییست دلـم اشکـم ز غـمـش بند نمیآید و شکر در بند عـلیست، مجـتـباییست دلم حسن خسروی وقار تا سایـۀ اوست همچـنان بر سـر ما از حادثههاست در امان، کشور ما تا کـور شـود هـرآنکه نـتـوانـد دیـد یکـبـار دگر جـوان شـده رهـبـر ما میلاد عرفان پور شبهای قـدر آمـده و میرسد نـوید شد زنـده باز در دل ایـران ما امـید ای رهـبـر عزیز که جانم فـدای تو هم نائب الامامی و هم نائب الشهید محسن ناصحی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و حماسۀ حضور و مبارزۀ مردم علیه اسرائیل
در هستی ما ذکر علی نبض وجود است ایوان نجف خوبترین مهدِ شهود است چون موج به دریای محبت به خروشیم ما مهر علی را به دو عـالـم نفـروشیم تا حال همین بوده و تا هست همین است در سیـطـرۀ آل عـلـی کـلِ زمین است امروز جهان تشنۀ یک فتح جهانیست تاریخ در اندیشۀ یک خانهتکانی است با لطف خدا موقعِ پیکـار بزرگ است در پنجۀ شیرانِ علی، گلۀ گرگ است هر کس که حمایت کند از ظالم و جانی نـابـود شـود بـا دمِ این شـورِ جـهـانـی ماه رمضان ماهِ دعـا، ماهِ صـیام است با لطف خـدا کارِ ستـمکـار تـمام است سیـد عـلی خـامـنـهای جلـوۀ مـاه است گـفـتـارِ حکـیـمـانۀ او نـقـشۀ راه است با لطف خدا مهلتِ صهیون به سر آید از مرگِ تـلآویـو به زودی خـبـر آیـد با موشکِ خیبرشکن و موشکِ سجیل برچـیـده شود نامۀ صهـیـون به ابابیل از هر طرفی بر تنِ صهیون شرر افتاد با آلِ عـلـی هر که درافـتاد، ور افـتاد با لـطف خـدا هـیـمـنۀ کـفـر شکـسـتیم ما مـنـتـظرِ مـنـتـقـمِ فـاطـمـه هـسـتـیـم منجیِ جهان، مصلحِ کل، صاحبِ دنیاست فرماندۀ دلهای جهان، یوسفِ زهراست ای جان به فـدای قـدمت مهدیِ زهرا! هـستـیم به زیرِ عـلـمت مهـدیِ زهرا! یابن الحسن ای جان و تنم نذرِ حضورت کی پخش شود در همهجا بانگِ ظهورت؟ بـاشـد بـه خـدا داغِ فـراقِ تـو بـس آقـا سوگند به زهـرا که به فـریاد رس آقا!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حماسۀ حضور و مبارزۀ مردم در زیر سایه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
ما را به عـلـی، میـثـم تـمّـار ببینید ما را همه از عشق، سرِ دار ببینید گفتم علی و... لب من طعم رُطب داد مـسـتـی مـرا مـوقـع افـطـار ببـینید تکـثـیر شده نـام عـلی در جگـر ما ما را نهکـم اینبار که بسیار ببـینید باید که محـبـّین عـلی را بـشـمارید خواهید که یک قوم جگردار ببینید جـای هـمـۀ مـردم ایــران عـزیـزم امـروز فـقـط حـیـدر کـرّار ببـیـنید نه خواهش و نه پوزش و نه صلح و نه تسلیم ما را فقط ای قـوم به پـیکار ببـینید شیریم که از نعرۀ ما خواب ندارید ما را به سـرِ ضجّـۀ کـفـتار ببـیـنید ما سایۀ مرگیم به روی سر صهیون ما را به سرِ خویش علیوار ببینید دیروز عَلَمدار اگر رفت، به جایش امروز جـوانهای عَـلـَمدار ببـیـنـید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
کتاب خلق را فردا روایت میکند حیدر جماعت ایسـتادند و امامت میکند حیدر حساب دشمن حیدر که روز حشر معلوم است میان دوستدارانش قضاوت میکند حیدر علی عَمّار میخواهد، علی تمّار میخواهد جز این باشد، ز دست ما شکایت میکند حیدر تو بینا باش و ردّ پای حیدر را بجو در شهر که با هر پیر نابینا، محبت میکند حیدر شهیدا! فتنه در خون تو تن شست و نمیداند به حکم مَن یَمُت... با تو رفاقت میکند حیدر شهیدا! ای چراغ پیشرو! امروز فهمیدم که با خون تو خلقی را هدایت میکند حیدر کماکان مرتضی « فُزتُ و ربّ الکعبه» میخواند کماکان بین خون دارد عبادت میکند حیدر عجب محراب خونینی! دعایم کن که میدانم قنوت شیعه را در خون اجابت میکند حیدر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
دخـترم با خـنـدهات غـمهای بابا را ببر با نمک افطار کردم؛ شیر و خرما را ببر دیگر از رنج زمانه میشود راحت علی مـژدۀ جـان دادن یک مرد تـنهـا را ببر تا سحر از خاطرات مادرت با من بگو پیش من تا میتـوانی اسم زهـرا را ببر وای اگر مرغان این خانه برنجند از علی بـیـن راهـم آمــدنـد آرام آنهـا را بـبــر تیغ قاتل خوبتر از نیشخند مردم است آه شمـشـیر! از دل من درد دنیا را ببر! خون ِاین سر خونِ سی سالِ بدون فاطمهست پیـشکـش بر فاطمه خون سر ما را ببر بعد ازین کوفه نمان و بعد ازین کوفه نیا با بـرادرهـا از ایـنـجا ارث طـه را ببر تو به کوفه بازمیگردی ولی مثل اسیر با خودت امروز روضههای فردا را ببر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
سـتـاره، آیـنـهگـردانِ ربّـنـایِ عـلـی درخت، یک ورق شعله از دعایِ علی کدام سوست هلا شامگـاهِ نخـلستان؟ کجای این شبِ کوفیست جایِ پایِ علی؟ ستاره، گرمِ تماشا که تا سپـیدهدَمـان نمازِ گـریه بخـوانَد به اقـتـدای عـلی ستاره چشم به محـرابِ مسجدِ کوفه کشیده دست به عمامه و ردای علی ستارهسوختگان کاسههای شیر به دست نشـسـتـهاند به پـشتِ دَرِ سرای علی کدام صاعقه پژواکِ شقشقیۀ اوست؟ کدام صاعقه چون خطبۀ رسای علی؟ ستارهسوختگان، شرحهشرحه میپُرسند کجاست وسعتی از سایۀ کَسای علی؟ به «حبۀ عرنی»ها بگو که رسم کنند گـزارۀ نـفـَسـی از خـدا خـدای عـلی نـوشـتـهانـد سـفــرنـامـۀ فــتــوّت را چه پـوریایِ ولیها به بـوریایِ علی هزار پنجره وا شد مرا به باغ نجف هزار پـنجـره بر باغِ دلـگـشایِ علی گدای آبِ حـیاتی چرا تو در ظلمات بنوش جرعهای از مِی به روشنایِ علی بچرخ ساقی مسـتان و با هدایتِ ماه بـیار بـادهای از چـشـمۀ هـدای علی به روزِ واقعـه نهـجالبلاغه میشنوم میانِ معرکه با چرخشِ صدای علی تمامِ حـنجـرهام ذکـرِ یا علی مددست که قسمتم بشود یک نخ از عبایِ علی تمامِ حـنجـرهام ذکرِ یا عـلی مددست تمامِ حـنجـرهام شورِ هَل اتـایِ عـلی ستاره چیدهام از صبحِ سورۀ یاسـین در این تجلّیِ و الشمس و الضُحای علی انـار چــیـدهام از بــاغِ ســورۀ طــه انار چیدهام از شرحِ «انَّـما»ی علی کدام قـافـیه از بوتـراب، عـرشیتـر کدام قافیه چون خاک سُرمهسایِ علی قـلـنـدرانه به دریـا سپـردهای دل را هـلا قـلـنـدر دریـاست آشـنـای عـلی مسجّلست به مُهرِ غـدیریاش دریا شـنـاسـنـامـۀ دریـا خـطِ ولای عـلـی قـیامتست به هـنگـامۀ رجـزهـایش قیامتست به چاووشِ لا فَـتایِ علی کجاست گسترۀ خطبههایِ حیدریاش؟ کجاست دامـنۀ مـنطـقِ رسایِ علی؟ جفا کِشیده از آنان که خوردهاند دریغ هزار مرتـبه سوگـنـد بر وفـای علی کـدام حـج قـبول است بی ولایـتِ او اگر چه بگذری از مَشعَر و مِنایِ علی خوشا به حالِ کُمِیت و فرزدق و دعبل که جمله، دار به دوشند با ثنای علی رسیدهام به سحـرگـاهِ لیـلـة القـدرش که میرسد به بلـنـدایِ ربـنایِ عـلی هر آن غزل که سرودم نثارِ قنبرِ او هر آن قصیده که ناگفتهام فدایِ علی هـزارها گـره افـتاده است در کـارم سپردمش به دو دستِ گرهگُشایِ علی خوشم که جزء «گدایانِ خیلِ سلطانم» به بویِ قطرهای از چشمۀ سخای علی چه غم که کوهِ گناهت کمرشکن شده است که کوه، کاه شود پیشِ کهربای علی چه میشود به جـزا حـالِ ما سـوالله خـدا بخـیر کُـنَد حالِ مـاسـوای علی بگو به سینهزنان کـبود کـرب و بلا حسین بگذرد از سمتِ کربلایِ علی تو را بشارتِ شیرینِ مَن یَمُت یَرَنیست تو را به مرگ هـنیئاً لَک لقای علی خوشا به بحرِ حماسی سرودن از داغش که جز حماسه رسا نیست در رثایِ علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
نغـمـۀ مـرغ سحـر از جَـرَیـان افـتـاده قلب خـورشید مگر از ضربان افتاده؟ آه از این لحظه که ارکان هُدیٰ ریخت به هم موج از گردش و رود از جَرَیان افتاده به کجا میرود اینگونه سرآسیمه جهان؟ که زمین از نفـس و نبض زمان افتاده میرسد بانگِ «إذا زُلزِلَتِ الأرض» به گوش نه زمین، بلکه فلک هم به تکان افتاده گوش محراب پُر از «فُزتُ بِرَبِّ الکَعبهست» آه از این بغض که در لحن اذان افتاده آخرین پرتوِ خورشید گذشت از محراب هـمه ذرّات جـهـان از هـیجـان افـتـاده خون ایمان به هدف ریخت که دین پابرجاست کُفر، تیریست که از دست کمان افتاده کوثر آغوش گشودهست به مُولَیالکُونَیْن که چنین وِلوِله در کُون و مکان افتاده سحر نوزدهم در دل محراب، افسوس! تن بـیجـان عـلـی؛ روح اذان؛ افـتـاده بعد از آن تیغ که بر جسم علی خورد، جهان قطره اشکیست که از دیدۀ جان افتاده «ها عـلیٌ بَشَرٌ کَـیفَ بَشَر؟» یا حیدر! بی تو نوع بـشر از چـشم جهـان افتاده بی تو سجّادۀ گلگـونِ به خون غلـتـیده گُلِ سرخیست که در دست خزان افتاده بی تو محکوم به ظلمند همه محکمهها عدل، رسمیست که از نام و نشان افتاده چیست این عالم بیچارۀ بعد از تو علی؟ سائـلی، طـفـل یتـیـمی، پیِ نـان افـتاده باب شد رسم علی کشتن از آن روز به بعد تیغِ مُلجَـم به کـفِ شِـمر و سنان افتاده که علیّ بنِ حسینِ بنِ عـلی را کـشتـند پیـش چـشم پـدری، سـرو جـوان افتاده مددی تا که به انگور ضریحت برسم! یا عـلی! مستیام از تاب و توان افتاده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
امشب دلم از هر شبی آمادهتـر شد سـوی خــدا آمــادۀ پــرواز بــاشـد من از دل محراب خود معراج دارم بال عـروجـم با شـهـادت باز باشد عمری پی احقاق حق کوشیدهام من تا کی ز جهل مردمان آتش بگـیرم ای تیغ زهرآلوده! امشب راحتم کن من دیگر از این زندگانی سیر سیرم یک همنفـس پیدا نکردم بین مردم درد خودم را تا سحر با چاه گـفـتم وقت نیـایـش با خدا از حال رفـتـم راز دل خود را به اشک و آه گفتم چیزی بهجز خاکستری باقی نمانده از این دلی کز شعلههای درد و غم سوخت خاری به چشم و استخوانی در گلو شد میخ دری که همسر من را به در دوخت رخسارۀ زهرای من از ضرب سیلی گه چون فلک نیلی، گهی مهتابگون شد پهلوی او را مثل دست او شکستند چشمان من پیـمانۀ لبریز خون شد گرچه طبیب عالمی هستم در عالم سر باز کرده زخم من از بی طبیبی یارم ز دستم رفت و من با حسرت و غم کوبـیدهام سر را به دیـوار غـریبی از بس گره از کار مردم باز کردم دست علی چون سجدهگاهش پینه دارد فرقم جراحت یافت اما کس ندانست این زخم را عمری علی در سینه دارد این زخم را گویی که جایی دیده بودم آری از آن در نیمهشب خوناب میریخت وقتی که آهم شعله بر هفت آسمان زد اسما به روی زخمهایش آب میریخت شق القـمر کـردند اینجا ای دریـغا بـایـد بـگـویـم رازهـای بــاورم را دستی که زد شمشیر بر فرقم شکافد در کـربـلا فـرق عـلـی اکـبــرم را از قول من برگو «وفایی» گرچه نیکوست نقـش غـم من بر همه دلها بیـفـتـد زیر بغـلهـای مرا دیگـر نگـیـرید تـرسم ز حـالم دخـترم از پا بیفـتـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب قدری با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
گاهی اگر با مـاه صحـبت کرده باشی از ما اگر پیـشـش شکایت کرده باشی گـاهـی اگـر در چـاه، مـانـنـد پــدر، آه انـدوه مـادر را حـکـایت کـرده بـاشی گــاهـی اگـر زیـر درخـتــان مـدیــنــه بعد از زیارت، اسـتراحت کرده باشی گاهی اگر بعد از وضو مکـثی کنی تا آئـیـنهای را غـرق حـیرت کرده باشی در سالهـای سال، دوری و صبـوری چشم انتظاری را شفـاعت کرده باشی حتی اگـر بیآن که مشـتـاقـان بـدانـنـد گـاهی نـمـازی را امـامـت کرده باشی یا در لـبـاس نـاشـنـاسی در شـب قـدر از خود حـدیثی را روایت کرده باشی یا در میان کـوچـههای تـنگ و خـسته نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی پس بودهای و هـستی و میآیی از راه تا حـق دلهـا را رعـایت کـرده باشی پس مـردمـکهای نـگـاه ما عـقـیـمانـد تو حاضری بیآن که غیبت کرده باشی!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
اگرچه زخـم سـرش را تـمام میدیدند ولی ز زخـم عـمـیـق دلش نـپـرسیدند كسی نخواست بپرسد چرا سرش بشكافت اگر چه مـردم بیدرد كـوفه میدیـدنـد شبی نخـفـت علی از غـم جهالت خلق ولی تـمـامی آنـان ز جـهـل خـوابـیدند نرفت رنگ سیاهی بُرون از آن دلها ز داغ سُـرخ عـلی، گر سیاه پـوشیدند به غـیـر اهل ولایت، هـنـوز هم آنـان اسـیـر وسـوسـه و اهل شك و تریـدند علیست چون شب قدر خدا كه این مردم ز قدر و منـزلـتـش نكـتهای نفـهـمیدند علی حقیقت عدل است و تا ابد زندهست ولی تـمـامـی آنان ز جـهـل خـوابـیدند خدا گواست كه در كربلا همین مردم گُلان بـاغ عـلـی را به نیـزهها چـیدند چه روزگار غریبی بُود كه بعد از او به اشك زیـنب او اهل كـوفه خـندیدند دلم گرفـته «وفایی» بیا که گریه کـنیم به احـترام غمی که به شیعه بخـشیدند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
لزوم ادامه مبارزه با رژیم منهوس اسرائیل و آمریکا تا نابودی کامل
سخن از صلح مگوئید که جنگ است امروز ضعف در پیش عدو، مایه ننگ است امروز کار از نرمی گـفـتار گـذشـتـهست دگر چاره برداشتن تیغ و تفنگ است امروز موشها! وقت فرار است که ما آمدهایم گربۀ نقشۀ ما شیر و پلنگ است امروز یک نَفَس فرصت برگشت به دشمن ندهیم بدترین آفت پیکار، درنگ است امروز نکـنـد گـریـۀ مـا، شـاد کـند دشـمـن را گر چه دل بهر شهیدان همه تَنگ است امروز
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
هم دم گـرفـتـم تا غـمـت از دم نـیـفـتد هم خودخوری کردم به ابرو خم نیفتد زخمیست بعد از رفـتنت در سینۀ ما ای کـاش راه زخـم بـر مـرهـم نیـفـتد جان بر کف این خیمه ما هستیم امروز تا گـوشـواری دست نـامـحـرم نیـفـتـد نـام تو را فـریـاد خـواهـم زد هـمیـشه تـا از دهــان عــالــم و آدم نــیــفــتــد میسوزم و میایستم، آخر چه حالیست؟ میخـواهد اشکـم هم بیـفـتـد هم نیـفـتد هر چند شبهای یتیمی جانگداز است میدان به میدان میروم پـرچم نیـفـتد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
حضور حماسی مردم در صحنه و مبارزه با رژیم صهیونیستی و آمریکایی
شهر آمادهست، هنگام نبرد خـیـبر است پادگان ما خیابان، مسجد ما سنگر است مرحبا بر غـیرت این مردم پا در رکاب این حضور، این نور، برق ذوالفقار حیدر است داغ ما در شهر گستردهست با هر گام ما داغ ما از جنس عاشوراست، داغی دیگر است رهـبـر آزادگـان فـرمـود در راه حـسین فکر بیعت با یزیدیها خـیالی ابتر است ای برادر از نشستن جز زیان حاصل نشد در خیابان باش، آری، ایستادن بهتر است انتهای این خیابان میرسد صبح ظهـور در شب قدریم و خورشید آخر این معبر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
تبی افتاده پی در پی به جانِ مسجد کوفه امـان از نـالـههـایِ بیامـانِ مسجد کوفه دلِ گلدسته دارد لحظه لحظه میشود آشوب غم انگیز است از امشب اذانِ مسجد کوفه أمیرالمؤمنین میایستد جانانه در محراب زمـان میایـسـتـد در آسـتانِ مسجد کوفه نماز صبح، دارد در وجودش سخت دلشوره کـنـارِ رکـعـت دوم مـیانِ مـسجـد کـوفـه علی با جان و دل ذکرِ رکوع آخر خود را قـرائت کرد و بنـد آمد زبانِ مسجد کوفه تنِ محراب لرزید و به خون آغشته شد قبله مسـافـر شد امـام ِمـهـربـانِ مسجـد کوفه نمازش را شکست آن تیغِ لاکردار در سجده به شدّت داد ذاتش را نـشانِ مسجد کوفه امـان از زانـوانِ نـاتـوانِ حـیـدر کــرار امـان از اشکهایِ آسـمـانِ مسجـد کوفه به جایِ نغمهٔ "مولایَ یامولایْ" میپیچد نوایِ "وا عـلـیا" در نهـانِ مسجـد کـوفه به ارکانِ هدایت خورد در ماهِ خدا ضربت به این علت خدا شد روضهخوانِ مسجد کوفه!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
به مسجد میرود یا دیدن خیرالنساء امشب که در گوش فلک پیچیده، عجّل مرتضا امشب اگر هرشب صدای ربنّا از کوفه میآمد صدای فزت رب الکعبه میآید چرا امشب؟ به نابـیـنا بگـو در انـتـظار ماه نـنـشـیـند که فرق ماه را کردند تا ابرو، دوتا امشب علی را پشت در کشتند با جانان خود آنروز و تیر ابن ملجـم داد مولا را شـفا امشب علی مرز میان حق و باطل بود، این یعنی که امضا میشود بر حُب او، تقدیر ما امشب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در شب نوزدهم
هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهان علی چون کبوتر ماند در چاه شب افغان علی چون علی نشناخت خود را در جهان، یک حقشناس مـاند در آئـیـنـه سیـمـای درخشان عـلی از علی کی زودتر ای صبح، سر برداشتی؟ یک شب از بالین شب تا صبح پایان علی گرچه ای بغض، آبرویت را علی هرگز نریخت همچو سنگ آویختی دست از گریبان علی چاشنی دارد اگر مرگ و حیات از شور عشق آبـرویـش مـایـه دارد از نـمـکـدان علی از دهانی بر دهانی میرود چون بوی گل قـصهٔ از گـوشهای خَـلْق پـنهـانِ عـلی در میان آید اگر پای عـدالـت، مینهـد، داغ بر دست برادر، خشم سوزان علی پرچم فتحی درخشان بود در روز نبرد چون درفش صبح صادق، گَرد جولان علی کودک باهوشِ عقل و علم بازیگوش را با هزاران خون دل، پرورده دامان علی در کـویـر خـاک، باغ لالهپـوش کـربلا هست چشمانداز سبزی از گلستان علی کعبه از شوق لقای او گریبان چاک زد هست یعنی کعبه هم از سینهچاکان علی! نقش آن چاک گریبان، ماند در بیت عتیق تا نـشانی بـاشد از زخـم نـمـایـان عـلی ای غم! از درد علی، بویی نیاوردی به دست عودسان هر چند عمری سوختی جان علی نالهٔ مجروح دارد ساز غم، امشب مگر خورده زخم از ناترازان فرق میزان علی؟ داده بود انگـشتری را بر گدای دیگری داد جان را بر شهادت، لطف حیران علی در میان تنگدستیها، شهادت مرده بود گر نبود او را دمادم روزی از خوان علی کی شهادت با علی یکدم جدایی داشتهست؟ بوده این مسکین تمام عمر، مهمان علی! با شهادت از رگ گردن علی نزدیکتر او در این حسرت که بیند روی تابان علی نیست چندان اعتباری گوهر جان را، «فرید»! تا بگویم ای سر و جانم به قـربان علی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب قدری با خداوند کریم
ای خـدای من! به درگاه تو رو آوردهام تشنهام! ای کـوثر رحـمت! سبو آوردهام گرچه از شرمندگی سر را به زیر افکـندهام بهر صحبت سینهای پر گـفتگو آوردهام اشک توبه میبرد زنگ گنه را از وجود چشمهای از اشک بهر شستـشو آوردهام ای امیـد ناامـیـدان! گر تـهیدسـتم، ولی رو به تو با صد هـزاران آرزو آوردهام تا که ابر رحـمتت از معصیت پاکم کند رو به سوی آیۀ «لا تقنطو...» آوردهام من فقیر و مستـمند و سائل و درماندهام شرح حال زار خود را مو به مو آوردهام تا امیرالمؤمنین باشد شـفـیعـم، بر درت بـنــدهای شـایـسـتـه و بـا آبــرو آوردهام روسیاهی چون «وفایی» گفت، در پیش علی روسفیدم کن که من سوی تو رو آوردهام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب قدری با خداوند کریم
ماه رمضان است، در آغوش خدائیم بیـمـار طـبـیـبـیـم، خـریـدارِ شـفـائیم آیـات خــداونـد شـده ورد زبــانهــا سرمست حضوریم، پر از شوق دعائیم هنگـام سحـر، شاهـد انـوار شهـودیم در لحـظـۀ افـطـار به یـاد شـهـدائـیم هر چند که جان و تن ما غرق گناه است دل بسته به الطاف شَه کرب و بلائیم در راه نجف، دست به دامان حسینیم در مشهد و قم دست به دامان رضائیم بـا ذکــر الــهــی بِــعــلــیٍّ بِــعــلــیٍّ انـگــار در آرامـش ایـوان طـلائـیـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام قبل از شهادت
سکـوتم را شما دیـدید اما بیصدا بودید به سوی قبله اما رویگردان از خدا بودید سراغم آمدید اما چه دیر! آن روز که باید به دادم میرسیدید، آه ای مردم کجا بودید؟! ز غربت با شما میگفتم ای بیدرد دینداران! اگر انـدازۀ این چـاه با من آشـنـا بـودیـد تمام زندگی من میان کوچه روزی سوخت چه میگویم؟! شما خود در میان کوچهها بودید! شما بودید و میدیدید من تنها شدم، آری! همانها که مرا آتش زدند آن شب، شما بودید! شما باشید و این دنیا! علی و یک جهان ماتم شمایی که از اول هم به دنیا مبتلا بودید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
پر است از عطر یاس و نرگس و باران شبستانش شبستانی که میروید بهشت از روح و ریحانش شبستانی مُقَرنَس مَفرشش عرش خداوندی ملائک بر سر سجّاده محو نقش ایوانش و چشمانداز مُلک لمیزل در چار سویش سبز شکفتهست آسمانها در حیات نوربارانش مقدّس معبدی، لاهوتیان را مظهرُ الأسماء قیامت عالمی، پیغمبران نادیده حیرانش جـمالُ اللّه، نـورُ اللّه، وجـهُ اللّه، ستـرُ اللّه حجاب از «قُل هُوَ اللهُ أَحَد» برداشت سلمانش هِیَ السّرُ الخفیّ فی لیلةِالإسرا وَ لاتُدرَک به اسم اعظم مکـنونهاش زنده شهیدانش بیا تسبیح بردایم و تسبیحش به جای آریم که از آیات ربّانیّه سرشار است عرفانش قیامش در دل آتش ظهور سرخ رستاخیز گلستانیست از خون خدا، جانها به قربانش علی تنها علی آئینۀ زهراست ای مردم! خداوندی که بیهمتاست، بیهمتاست قرآنش عـلـی را ایـسـتاده دیـدهام تا دیـدهام تنهـا علی تنها علی حق است و حق برهان برّانش سلامش را تو پاسخ گو، به دیدارش تو در بگشا علی را سایهبانی نیست الّا بیتالأحزانش چه کردی آی سیلاب دلآشوب آشیانش را؟ که غـرق آه میبـیـنم پـریشان پریشانش اگر خاری به او نازکتر از گل گفته، بیپروا بزن ای رعدِ هستیسوز، از بنیان بسوزانش نمیدانم کجا این قصّه را باید به پایان برد؟ اگرچه انتقامی سخت خواهد داد پایانش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
کسی که قاب کرده چهرهاش را حق به سیمایش عبادت میکند هر روز سلمان با تماشایش کسی که در نمازش آنچنان بیخود ز خود میشد که میشد تیر را بیرون کشید آن وقت از پایش علی "ممسوس فی ذات "است، ما که جای خود داریم هزاران مجتهد هم عاجزند از درک معنایش هزاران بار دیگر گر ترک بردارد این خانه یقین دارم نمیآید برون از کعبه همتایش یقیناً زائرش معراج رفته نه حرم، وقتی شکـوه عرش را دیده به ایوان مطلایش کسی را که" سلونی" گفته را باید اطاعت کرد نه آن را که "اقیلونی" نمیافتد ز لبهایش خدا لعنت کند هر کس که خورده حق مولا را خدا لعنت کند هر کس که تکیه کرده بر جایش
: امتیاز
|
























